
شفق نیوز/ جنگ های بین ایران وعراق،عملاً ارتباط لورهای این طرف و آنطرف مرز را باهم قطع کرده بود. این قطع ارتباط باعث شد که لورهای ایران وعراق شناختی ازهم نداشته و حتی فراترازآن هویت قومی خود را کمرنگ کنند .
در زمانی که - با وجود تکنولوژی جدید، اینترنت – لورهای دو طرف مرز همدیگر را پیدا کردند، در ابتدای این کشف؛ بهت و تعجب بسیاری در ایران را بر انگیخته بود که آیا در عراق هم لور داریم !؟.
آنان با آگاهی ناقصی فکر می کردند لورهای عراق از مهاجران ایران هستند درست مانند لورهایی که به قزوین و یا خراسان شمالی و یا .. مهاجرت کرده اند. اما در واقع این چنین نیست لورهای عراق از همان آغاز در سرزمین خود در عراق ساکن بوده اند. در واقع سرزمین آنها بخش غربی استان ایلام است که در خاک عثمانی(عراق امروزی ) جای گرفته اند. درست مانند بلوچستان ایران که بخش شرقی آن در خاک پاکستان قرار دارد و یا آذربایجان ایران که قسمتهائی از آن به تصرف روسها درآمد و ضمیمه ی خاک شوروی شد و یا...
در مورد لورها هم غربی ترین بخش سرزمین آنها همواره در طول تاریخ بین ایران و حکومت خلفاء و یا، ایران و عثمانی دست به دست شد تا این که در نهایت این بخش در قلمرو خاک عراق باقی ماند.
به این صورت که آخرین سرزمین جدایی، مربوط به باغشاه والی است که شرح آن در کتاب تاریخ سیاسی اجتماعی کوردان فیلی آمده است(صفحات113-115)و در کتاب سفرنامه ی گروته هم به موضوع جنگ والی با عثمانی برای تصاحب سرزمین پرداخته است(صفحه ی20) و باز درکتاب تاریخ سیاسی اجتماعی کوردان فیلی(پاورقی صفحه ی319 )چنین می خوانیم«مندلی ، زرباطیه، بدره، جسان وعلی غربی در اصل جزئی از منطقه ی پشتکوه هستند که بعد از قرارداد صلح بین دولت صفوی و عثمانی در سال 1049 قمری این مناطق به دولت عثمانی تعلق گرفت».
درست است که این مناطق از خاک عراق، در اصل لورنشین بوده اند(ویا مراتع گرمسیری عشایری قوم لور بوده اند و روستاهای این مناطق کاملاًًً لورنشین بوده اند) اما امروزه در این مناطق علاوه بر لورها جمعیتی، از عربها زندگی می کنند"در کتاب سفرنامه مکه، سیف الدوله در سفرش از بغداد به طرف همدان، از شهر های بعقوبه، شهروان، قزل رباط، خانقین، مندلی عبور می کند. او ساکنان این شهرها را کورد(لورفیلی) و عرب معرفی می کند". گویا نسبت جمعیت آنان به این صورت است که هر چه از بعقوبه(شاره بان) به سمت مرز ایران نزدیک تر می شویم بر جمعیت لور افزوده می شود و از جمعیت عرب کاسته می شود. تا جایی که در خاک ایران، زبان کاملاًً لوری(کوردی)می شود.
که البته عملکردهای حکومت دیکتاتوری صدام را نباید نادیده گرفت. صدام تنفر زیادی از لورها داشت زیراعرب نبوده و نژاد ایرانی داشتند و مهمتر اینکه شیعه بودند. اوج این تنفر مربوط به زمان جنگ با ایران و سرکوب شیعیان عراق بود. بنابراین با کشتار قومی لورعراق و با تحت فشار قرار دادن آنان، کاری کرد که جمعیت لورها در سرزمینشان در عراق تا حد بسیار زیادی کاهش یابد و در عوض اعراب را به مناطق و سرزمینها و روستاهای خالی از سکنه ی لورها و کوردها گسیل داشت. پس هولوکاست لورها و کوردها را در آنجا به عینیت باید دید.
در بعضی از نوشته های قلم بدستان ایلام، صحبت از مهاجرت خانواده هایی از مردم پشتکوه به خاک عراق برای رهایی از ظلم والی لورستان است که این مباحث نباید این ابهام را به وجود بیاورد که قسمت شرقی خاک عراق لور نشین نبوده است، کما آنکه در جای جای مناطق لورنشین، نه تنها در خانقین بدره و مندلی .. بلکه در کرماشان و خرم آباد و... پذیرای مهاجرین همتبار لور خود بوده اند یا به عبارتی همه ی مناطق لورنشین چه در ایران و چه در عراق به مهاجرین لور پناه داده اند . جدا از اینها تا زمان پایان ساسانیان، مناطق خانقین و مندلی و بدره و.. همواره کوردنشین بوده اند و این عربها بوده اند که این مناطق را تصرف کردند و در واقع این اعراب هستند که در این مناطق مهاجر محسوب می شوند نه لورها .
به قلم: عیسی قائدرحمت
منابع:
1 – سفرنامه سیف الدوله معروف به سفرنامه مکه نوشته سیف الدوله سلطان محمد. به تصحیح علی اکبر خداپرست نشر نی صفحات 248 -256
2 - سفرنامه گروته به قلم هوگو گروته . ترجمه مجید جلیلوند نشر مرکزصفحه 20-21
3 - تاریخ سیاسی اجتماعی کردهای فیلی ، در عصر والیان پشتکوه( ایلام ). مولف مراد مرادی مقدم . انتشارات پرسمان :الماس دانش
4 – تاریخ والیان پشتکوه(ایلام ) . تالیف ابراهیم یعقوبی . ناشر: موسسه مطبوعاتی دارالکتاب(جزایری )
| < قبلی | بعدی > |
|---|